لغت نامه دهخدا
نشادارسام. [ ن ِ ] ( اِ ) نام جرم آفتاب عالمتاب. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
نشادارسام. [ ن ِ ] ( اِ ) نام جرم آفتاب عالمتاب. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
نام جرم آفتاب عالمتاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به پاسخ بدو گفت پس قهقهام که ای نامور شیر بیدار سام
💡 چو بگرفت ازو جام فرخنده سام ز خون کرد لبریز زرینه جام
💡 کجا پهلوانان دشمن شکار چو زال و چو نیرم چو سام سوار
💡 بگفتند با زال سام سوار که ای از بلند اختران یادگار
💡 برانگیخته ابرش تیزگام روان گشته یکسر به دنبال سام
💡 به پاسخ بدو گفت سام دلیر که ما را گذر ده درین آبگیر