لغت نامه دهخدا
ابن مردان. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) ابوموسی عیسی بن مردان. ازعلمای نحو. او از شاگردان ابوطالب و از روات ِ اوست.او راست: کتاب القیاس علی اصول النحو. ( ابن الندیم ).
ابن مردان. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) ابوموسی عیسی بن مردان. ازعلمای نحو. او از شاگردان ابوطالب و از روات ِ اوست.او راست: کتاب القیاس علی اصول النحو. ( ابن الندیم ).
از علمای نحو او از شاگردان ابی طالب و روات اوست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من سزاوارترين فرد در اجابت به كتاب الله هستم، كه حرمت آن را نگه دارم، اما معاويه،عمروعاص، ابن ابى معيط، حبيب بن مسلمه، ضحاك بن قيس و پسر ابى سرحاهل دين قرآن نيستند. من آنان را بهتر از شما مى شناسم، از كودكى تا امروز با ايشانمصاحب بودم. در كودكى بدترين كودكان بودند و اكنون شرورترين مردان هستند.
💡 برخی منابع ابن خلدون را که یکی از علمای عرب مسلمان از تونس سده چهاردهم میلادی بود را [نکته ۲] پدر جامعهشناسی میدانند، اگرچه چندان اشارهای به کار او در نوشتههای مردان سفیدپوست اروپایی در جامعهشناسی مدرن وجود ندارد. «مقدمه» ابن خلدون شاید اولین اثری بود که استدلال علمی - اجتماعی را در مورد انسجام گروهی و تضاد اجتماعی پیش برد.
💡 3 - على بن الحسين بن موسى ابن بابويه (ابتداى خيابان چهار مردان، پشت پاساژ ملت)