لغت نامه دهخدا
نسنجیده گفتن. [ ن َ س َ دَ / دِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نیندیشیده گفتن. پرت وپلا گفتن. نامربوط گفتن. بی تأمل و تعمق حرف زدن.
نسنجیده گفتن. [ ن َ س َ دَ / دِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نیندیشیده گفتن. پرت وپلا گفتن. نامربوط گفتن. بی تأمل و تعمق حرف زدن.
نیندیشیده گفتن. پرت و پلا گفتن نامربوط گفتن. بی تامل و تعمق حرف زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از نمایندگان حامی دولت در مجلس شورای اسلامی، به صراحت اعلام کرده است: «اگر ایران نسنجیده اعلام موضع کند ممکن است روابط ایران با چین دچار مشکل شود.»
💡 بر زبان حرف نسنجیده میاور صائب اگر از مردم سنجیده نشانی داری
💡 وزان پس گر دلش اندیشه سفتی سخن با او نسنجیده نگفتی
💡 در نامه ما حرف نسنجیده نباشد از جیب صدف سفته برآید گهر ما
💡 راسل میگوید که اطلاعاتی دربارهٔ راست و دروغ عالَم اهل عرفان ندارد و قصد انکار آن را هم ندارد، بلکه قصد دارد بیان کند که بینش نسنجیده و نیازموده برای احراز حقیقت کافی نیست.