نسخه نویسی

مترادف‌ها

نسخه‌برداری، بازنویسی

لغت نامه دهخدا

نسخه نویسی. [ ن ُ خ َ / خ ِ ن ِ ] ( حامص مرکب ) از روی کتاب نقل کردن و نوشتن. ( ناظم الاطباء ). رونویس کردن. رونویسی. || نسخه نوشتن شاگرد طبیب به دستورالعمل استاد خود. ( ناظم الاطباء ). || شغل وعمل آنکه نسخه بیماران نویسد. رجوع به نسخه شود.

فرهنگ فارسی

از روی کتاب نقل کردن و نوشتن. رونویس کردن. رونویسی کردن. یا نسخه نوشتن شاگرد طبیب به دستور العمل استاد خود. یا شغل و عمل آنکه نسخ. بیماران نویسد.

جمله سازی با نسخه نویسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ۶_ کاندیدای کارگردانی، نمایشنامه نویسی و طراحی صحنه در دهمین جشنواره تئاتر دانشجویان. (۱۳۷۴)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران