نسخه پیچی
مترادفها
جعل نسخه، کپیبرداری
لغت نامه دهخدا
نسخه پیچی. [ ن ُ خ َ / خ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نسخه پیچیدن. رجوع به نسخه پیچیدن شود.
فرهنگ فارسی
نسخه پیچیدن ٠
فرهنگستان زبان و ادب
{dispensing} [علوم دارویی] تحویل دارو به بیمار برطبقِ نسخه
جمله سازی با نسخه پیچی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دانه هنوز گاهی اوقات در داروسازی به عنوان بخشی از دستگاه اِپاپکریز، بویژه در نسخه پیچی داروهای قدیمی مثل آسپرین و فنوباربیتال استفاده میشود.