ندائی هروی
لغت نامه دهخدا
ندائی هروی. [ ن ِ ی ِ هََ / هَِ رَ ] ( اِخ ) سلطان محمد، معروف به حافظ و متخلص به ندائی. از شعرای قرن نهم هرات و معاصر سلطان حسین میرزا بایقراست. او راست:
کاش دوزد همدمی چاک گریبان مرا
کآتش دل می نماید سوز پنهان مرا.
ساعتی از گریه چشم تر نیاساید مرا
بسکه می گریم ز مردم شرم می آید مرا
دی ز کویش می گذشتم دیده شد روی رقیب
این بلا دیگر الهی روی ننماید مرا.
رجوع به تذکره صبح گلشن ص 511 و قاموس الاعلام ج 6 شود.
فرهنگ فارسی
سلطان محمد معروف به حافظ متخلص به ندائی است از شاعران قرن نهم هرات و معاصر سلطان حسین میرزا بایقر است.
جمله سازی با ندائی هروی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون ترا بر حضرت بار هست حدیث یوسف را بباد برده. ندائی بسر او رسید که یا سری دل نگاه دار و یوسف را بوی نمودند نعره ای بزد و بیهوش شد و سیزده شبانروز بی عقل افتاده بود. چون بعقل باز آمد. گفتند: این جزای آنکس است که عاشقان درگاه ما را ملامت کند.
💡 نقلست که گفت: یک روز دلم گم شده بود گفتم الهی دل من باز ده ندائی شنیدم که یا جنید ما دل بدان ربودهایم تا با ما بمانی تو بازمیخواهی که با غیر مابمانی.
💡 طلبکار عیان یار بودم از آن حضرت ندائی میشنوم
💡 بهر اجابت ز شه ارجمند از طرفی گشت ندائی بلند
💡 گر ندائی کنی مرا پنهان من هویدا کنم عیان لبیک
💡 اهل معنی را که از صورت تبرّا کرده اند هر نفس در عالم معنی ندائی می زند