لغت نامه دهخدا
ناکار شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )در تداول، بسختی مجروح شدن. بشدت صدمه دیدن. بر اثرضربه یا جراحتی از کار افتادن عضوی از اعضای بدن.
ناکار شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )در تداول، بسختی مجروح شدن. بشدت صدمه دیدن. بر اثرضربه یا جراحتی از کار افتادن عضوی از اعضای بدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هونها کماندارانی قهار بودند که به سبک پارتی میتوانستند در هنگام حرکت از پشت اسب دشمنان خود را از فاصله دور ناکار کنند. کمانهای کامپوزیتی و سواران چابک در حقیقت اصلیترین عنصر ارتش هونها بودند.
💡 دانیلا در ۲۰ آوریل ۱۹۹۶ متولد شد و تمام دوران کودکی خودش را به همراه ۵ خواهر در محله ال پورونیر در منطقه لا ویکتوریا در لیما طی نمود. دانیلا با خانواده ای اندکی ناکار آمد، در هشت سالگی با یکی از همکلاسی هایش شروع به کار کرد، هنگامی که از آنان درخواست شد در میهمانی های کودکانه رقص نمایند،
💡 ۱۸ بهمن ۹۸، شورای مرکزی اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی که متشکل از ادوار این اتحادیه است، برخی از اعضای این اتحادیه را به دلیل ناکار آمدی و مغایرت با افکار ولایت فقیه استیضاح و برکنار کردند.