لغت نامه دهخدا
نافرمان پذیری. [ ف َ پ َ ] ( حامص مرکب ) سرکشی. طغیان. عصیان. فرمان پذیر نبودن. عدم اطاعت.
نافرمان پذیری. [ ف َ پ َ ] ( حامص مرکب ) سرکشی. طغیان. عصیان. فرمان پذیر نبودن. عدم اطاعت.
سرکشی. طغیان. عصیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشكال ديگر اينكه در اين صورت پاداش دادن بكسيكه به جبر اطاعت كرده، پاداشىجزافى خواهد بود، و عقاب نافرمان بجبر هم ظلم و قبيح ميشود، و همچنين توالى فاسدهديگر.
💡 او میگوید که اگر خواستهاش برآورده شود، شهر را برکت میدهد و در صورت نافرمانی آن را ویران میکند:
💡 به هر صورت ماندن اثری مکتوب از چنین نافرمانی در مقابل استالین ممکن بود به قیمت جان هر دو تمام شود.
💡 اهورا مزدا مرا یاری کرد. به خواست اهورا مزدا، ویشتاسپ آن سپاه نافرمان را بسیار بزد. از ماه گرم پد ۱ روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان درگرفت.
💡 گفت: من از تو خلقی خواهم آفرید ازیشان هست که فرمان برداری کند، و هست که نافرمان شود. هر که فرمان بردار بود، او را ببهشت فرو آرم، و هر که نافرمان بود او را بآتش بسوزم.
💡 قُلْ إِنِّی أَخافُ بگو من میترسم، إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی اگر سر کشم از خداوند خویش و نافرمان باشم، عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ (۱۳) ترسم از عذاب روزی بزرگ.