لغت نامه دهخدا
ناصر طبیب. [ ص ِ ]( اِخ ) تیره ای از ایل طیبی از شعبه لیراوی، از ایلات کوه گیلویه فارس. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 89 ).
ناصر طبیب. [ ص ِ ]( اِخ ) تیره ای از ایل طیبی از شعبه لیراوی، از ایلات کوه گیلویه فارس. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 89 ).
تیره ای از ایل طیبی از شعبه لیراوی از ایلات کوه کیلویه فارس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جفت غم بودم و انباز طرب کرد مرا یوسف ناصر دین آن ملک بی انباز
💡 ناصر دین خدای وحافظ ملکی کار تو ترتیب ملک و نصرت دین باد
💡 گر شود لطفت معینم ز آن دو چیز باد بختت ناصر و طالع معین
💡 حافظ اعلام شرع ناصر دین رسول کز مدد علم اوست نصرت حزب خدا
💡 شاه زمانه ناصر دین شه که خسروان سازند خاک مقدم او تاج افتخار