نار قیصر

لغت نامه دهخدا

نار قیصر. [ رِ ق َ ص َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ساق الحمام. شقایق النعمان. ( مخزن الادویه ). اختلاف عظیم در او واقع است و انطاکی گوید نباتیست باریک ساق و بسیار سرخ و گلش مایل به رزردی و خوشبوئی و از روم آرند و در مصر او را ساق الحمام نامند... و ظاهر آن است که معرب از ناکیسر هندی باشد و به جهت سرخی ساق نار قیصر و در مصر ساق الحمام گویند. ( تحفه حکیم مؤمن ص 253 ). نبات نازک سرخ رنگ اندکی متمایل به زردی است. آن را از روم آرند. و در مصر آن را ساق الحمام گویند. نباتی خوشبو و معطر و گرم و یابس و مدر است. ( از تذکره ضریر انطاکی ). و نیز رجوع به ناکیسر شود.

فرهنگ فارسی

ساق الحمام شقایق النعان.

جمله سازی با نار قیصر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو قیصر دید چندان تحفه در پیش ندید آزردن آن شاه در خویش

💡 به قیصر قاصدی آمد سحرگاه که اینک می رسد شادی شه از راه

💡 قیصر باز امتناع ورزیده دیهیم را به‌کناری نهاد و او را گفت که «سزار» بخواندش نه «شاه»؛ و بدین سخن تشویق حضار را برانگیخت؛ اما آنتونیوس آن را دگرباره بر سرش بنهاد.

💡 در سال ۱۹۱۷ و پس از بحران سوگند تعدادی از اعضای هنگ‌های لهستانی که از سوگند وفاداری به قیصر آلمان امتناع نمودند در این روستا زندانی شدند.

💡 ز مهر دل،‌گرستن بر شه افتاد دگر ره پیش قیصر در ره افتاد

💡 دستور زبان عشق کتابی از گزیدهٔ اشعار قیصر امین‌پور است.

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز