نار الاهبه

لغت نامه دهخدا

( نارالاهبة ) نارالاهبة. [ رُل ْ اُ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) از آتش های عرب است. چون آهنگ جنگ میکردند شبانگاه با افروختن این آتش بر فراز کوهسار به عشیره و یاران خود خبر میدادند و آنان را به یاری میخواندند. ( بلوغ الارب ج 2 ص 163 و 167 ). و رجوع به نارالحرب شود.

فرهنگ فارسی

از آتشهای عرب است چون آهنگ جنگ میکردند شبانگاه با افروختن این آتش بر فرار کوهسار اعشیره و یاران خود خبر می دادند و آنان را بیاری میخواندند.

جمله سازی با نار الاهبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نار نزاده زاهن و از سنگم ورد نرسته از گل و از خارم

💡 گفت نی آن نار اصل عارهاست هم‌چو این ناری که این زن را بکاست

💡 نور بودی، نار پندارت بکشت پیش از این چون بودی، اکنون چون شدی

💡 حاسدان را دل ز رشک ملک تو پر شده از قطره های خون چو نار

💡 آب را گرچه میل زی پستیست نظم تو کار نار خواهد کرد

💡 ملک آتش گفت ایکه تو آن مظهر بیم که خورد آب زجوی سخطت نار جحیم

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز