لغت نامه دهخدا
ناجی کاشی. [ جی ِ ] ( اِخ ) از شاعران کاشان و خلف ملاحسن واعظ کاشی است. این بیت ازاوست:
سر از خاک لحد از شرم عصیان برنمیدارم
که ترسم از وجودم ننگ آید اهل محشر را.
ناجی کاشی. [ جی ِ ] ( اِخ ) از شاعران کاشان و خلف ملاحسن واعظ کاشی است. این بیت ازاوست:
سر از خاک لحد از شرم عصیان برنمیدارم
که ترسم از وجودم ننگ آید اهل محشر را.
از شاعران کاشان است و خلف ملا حسن واعظ کاشی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سید رضا ناجی (۵ خرداد ۱۳۰۲ – ۲۶ بهمن ۱۳۵۷) سرلشکر نیروی زمینی شاهنشاهی ایران، فرماندار نظامی استان اصفهان و فرمانده مرکز توپخانه و موشکهای اصفهان بود.
💡 فرانک کانر یک افسر پلیس صادق است که در پی نجات جان پسرش میباشد. با این حال، پس از از دست دادن تمام امید، او متوجه میشود که پیتر مککیب جنایتکار در زندان تنها ناجی اوست.
💡 پس از چند دقیقه درگیری ریک تحت تأثیر وصیت پسرش در کشتن نیگان مردد است و نیگان با لوسیل در دست آماده است به ریک ضربه بزند ریک در لحظهٔ آخر با بازگو کردن وصیت پسرش کارل، نیگان را منصرف میکند ولی ناگهان با شیشه گلویش را میبرد؛ از طرفی دیگر بخش دیگری از منجیها به هیلتاپ حمله میکنند ولی اوشن ساید به دلیل کینه ای که از ناجیها دارد بالاخره قبول میکند و به کمک هیلتاپ میرود تا نابود نشود.