میرم بیک

لغت نامه دهخدا

میرم بیک. [ م َ رَ ب ِ ] ( اِخ ) ازمردم تویسرکان و از کدخدایان معتبر آن دیار و از شعرای معاصر نصرآبادی ( قرن یازدهم ) و شاعری ظریف و خوش طبع بوده. نصرآبادی ابیات زیر را از وی آورده است:
ای تازه جوان جوان شدم پیر شوی
کز قد توام عصای پیری دادند.نرسم به خاطر تو، شده ام در این تفکر
که به خاطر تو گرد الم از کجا نشسته ؟!طرفه بزمیست که افسانه حرام است اینجا
همگی مست و نه پیمانه نه جام است اینجاهر طرف می نگرم شعله عالم سوزیست
آن که دل را نکند داغ کدام است اینجا.( از تذکره نصرآبادی ج 2 ص 323 ).

فرهنگ فارسی

از مردم تویسرکان و از کدخدایان معتبر آن دیار و از شعرای معاصر نصر آبادی و شاعری ظریف و خوش طبع بوده

جمله سازی با میرم بیک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به عزم آن ز چین برخاست چاکر که چون میرم بود خاکم درین در

💡 رو، ای رقیب، ز کویش، که ترک جان نتوانی تو جای خویش بمن ده، که من بجای تو میرم

💡 میرم بیاد آن لب و وه کاین دل خراب یک لحظه نگذرد که بیادم نمیدهد

💡 آیی از بزم رقیب و سر راهت میرم تا ربایم دل از ناز پشیمان ترا

💡 به شب چون شمع می‌سوزم برایت همی میرم به روز اندر هوایت

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز