لغت نامه دهخدا
میان سالگی. [ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت میان ساله و میان سال. میانه سال بودن. سنین عمر میان جوانی و پیری. ( یادداشت لغت نامه ). ذات العویم. ( دهار ). و رجوع به میان سال شود.
میان سالگی. [ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت میان ساله و میان سال. میانه سال بودن. سنین عمر میان جوانی و پیری. ( یادداشت لغت نامه ). ذات العویم. ( دهار ). و رجوع به میان سال شود.
حالت و صفت میان ساله و میان سال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دومینگو دیاز آروسمنا در ۲۳ اوت ۱۹۴۹، در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
💡 دمتریو بی. لاکاس در ۲ نوامبر ۱۹۹۹، در سن ۷۴ سالگی بر اثر بیماری قلبی-عروقی درگذشت.
💡 به هجده سالگی اندر، پدر بمرد و مرا سپرد با دو سه طفل دگر به دهر حرون
💡 بعد از مدتی بیماری و بستری در بیمارستان؛ سرانجام در ۵ فروردین ۱۳۹۶ در ۶۶ سالگی درگذشت.
💡 رومان هرتسوگ در ۱۰ ژانویه ۲۰۱۷ در سن ۸۲ سالگی درگذشت.
💡 هم از کودک مزاجیهای حرص است که در صد سالگی دندان برآید