لغت نامه دهخدا
مورچه بندی. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) قلعه بندی و حصاربندی. ( ناظم الاطباء ).
مورچه بندی. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) قلعه بندی و حصاربندی. ( ناظم الاطباء ).
قلعه بندی و حصار بندی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس مورچه گفت: مى دانى كه خدا چرا باد را از ميان ساير مخلوقات خود در فرمان توگردانيد؟
💡 آگوست فورل نتیجهٔ تحقیقات خود را دربارهٔ مورچههای سوئیس در سال ۱۸۷۴ منتشر کرد.
💡 سليمان كه متوجه اين خطاب مورچه شد، از گفته مورچه لبخندى زد و گفت:
💡 آنان که عقل شان نکند حرص را سزا بهر چه پای مورچه بر اژدها زنند؟
💡 وان دست که آزار دل مورچهای خواست هرچند درست است، مپندار درست است
💡 چون به بر مه رسید مورچه بر روی تو گر رسن مه بدید مورچه موی تو را