فرهنگستان زبان و ادب
{field storage unit} [علوم نظامی] مکانی مجزا برای ذخیره سازی مهمات به منظور جلوگیری از تبعات گسترش آتش و انفجار و آلودگی
{field storage unit} [علوم نظامی] مکانی مجزا برای ذخیره سازی مهمات به منظور جلوگیری از تبعات گسترش آتش و انفجار و آلودگی
💡 شود دیوانه آخر هر که سودایی است همراهش سر از صحرا برآرد هرکه صحرایی است همراهش
💡 ورودیه: ۳ درهم (۱۰ درهم برای ورود اتومبیل) ساعات بازدید: ۸ صبح تا ۱۱٫۳۰ شب ترن: ۲ درهم استخر: ۱۰ درهم بزرگسالان، ۵ درهم کودکان. پارکی صحرایی وبسیار جالب مخصوصاً در فصل زمستان.
💡 حدیث طور از من پرس از محمل چه می پرسی که من پی بر پی مجنون صحرایی دگر دارم
💡 دل از داغ تمنایت بیابان مرگ خواهد شد نبیند روی آبادی به صحرایی که خون افتد
💡 در اوایل سیستم از یک نسخه کوچک شده از سیستم ردیابی و هدایت MILAN استفاده میکرد، اما در آزمایشهای شرایط صحرایی مشخص شد که هم از نظر فنی و هم از نظر هزینه غیرعملی است.
💡 جهانی در غبار ما و من ماند از عدم غافل حذر از سیر صحرایی که راه خانه بربندد