ملاح وار

لغت نامه دهخدا

ملاح وار. [ م َل ْ لا ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مانند ملاح: یکی ملاح وار به مجدفه پنجه پای، کشتی قالب را به کنار افکندی یکی... ( مرزبان نامه چ 1 ص 120 ). و رجوع به ملاح شود.

فرهنگ فارسی

مانند ملاح: [ بتماشای بطان بنشستند... یکی ملاح وار بمجدفه پنجه پای کشتی قالب را بکنار افکندی. ] ( مرزبان نامه. چا. ۱. تهران ص ۱۲٠ )

جمله سازی با ملاح وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدو گفت ملاح کای پهلوان دلیر و جهانجوی و روشن روان

💡 چو ملاح گفت و سپهبد شنود روان کرد کشتی بدان مرز زود

💡 تو خود گفتی که مو ملاح مانم به آب دیدکان کشتی برانم

💡 دامن ملاح گیر تا به درآیی ز موج باش چو کشتی حمول طیره چو دریا مباش

💡 طالب حق کی شدی واصل ذات قدیم گر نبدی در جهان حسن و جمالت ملاح

💡 چه چیزست گفت اندرین تیره شب به گفتار ملاح بگشاد لب

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز