لغت نامه دهخدا
ملاذانی. [ م َنی ی ] ( ع ص ) آنکه نصیحت پیدا کند و بدی پنهان دارد.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دروغگویی که گوید و نکند و متظاهری که در دوستی راست نباشد بلکه نصیحت آشکار کند و جز آن را پنهان دارد. ( از اقرب الموارد ).
ملاذانی. [ م َنی ی ] ( ع ص ) آنکه نصیحت پیدا کند و بدی پنهان دارد.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دروغگویی که گوید و نکند و متظاهری که در دوستی راست نباشد بلکه نصیحت آشکار کند و جز آن را پنهان دارد. ( از اقرب الموارد ).
آنکه نصیحت پیدا کند و بدی پنهان دارد. دروغگویی که گوید و نکند و متظاهری که در دوستی راست نباشد بلکه نصحیت آشکار کند و جز آن را پنهان دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمیترسم من از رسوایی خود لیک ازآن ترسم که افشا گردد از عشقش چو مجنون بر ملا رازم
💡 اگرچه لعل لبت خون ما نهان می ریخت ز چشم مست تو باید که بر ملا نرود
💡 گه مسلمان را همیخواندند کافر بر ملا گه موحد را همیگفتند ملحد آشکار
💡 این جواب آن غزل صائب که ملا گفته است پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما
💡 در ديوان ملا عباس شوشترى، متخلص به شباب (چاپ 1312) آمده است:
💡 به که تیغی برکشیم و گردن ملا زنیم شرم حیرانست با این مردک تقریر جنگ