لغت نامه دهخدا
مقیمی ترکمان. [ م ُ ی ِ ت ُ ک َ ] ( اِخ ) میرزا حسن بیگ شکراوغلی از شاعران قرن یازدهم هجری است. از اوست:
مرا افتاد در دل آتش از جایی که از غیرت
نمی خواهم که چشم غیر بر خاک ترم افتد.
و رجوع به فرهنگ سخنوران و قاموس الاعلام ترکی شود.
مقیمی ترکمان. [ م ُ ی ِ ت ُ ک َ ] ( اِخ ) میرزا حسن بیگ شکراوغلی از شاعران قرن یازدهم هجری است. از اوست:
مرا افتاد در دل آتش از جایی که از غیرت
نمی خواهم که چشم غیر بر خاک ترم افتد.
و رجوع به فرهنگ سخنوران و قاموس الاعلام ترکی شود.
میرزا حسن بیگ شکر اوغلی از شاعران قرن یازدهم هجری است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعدها، وقایعی باعث بدبینی شاه عباس به ترکمانها و تضعیف آنها شد. از جمله این وقایع میتوان به نقش ترکمنها در مبارزات جانشینی پس از مرگ پدرش و متعادلسازی اثر نفوذ سیدهای شیعهٔ اثنیعشری اشاره کرد.
💡 ، قرارداد ترکمانچای بر مردم ایران تحمیل شد. برپایهٔ این قرارداد، سه ایالت دیگر قفقاز، یعنی ایروان، نخجوان و بخشهای دیگری از تالش نیز به روسها واگذار گردید، حاکمیت ایران بر دریای مازندران محدودتر شد و مردم ایران ناچار از پذیرش کاپیتولاسیون (قضاوت کنسولی) گردیدند. بدینسان، میان مردم قفقاز و دیگر مردم ایران، جدایی افتاد.