مقبول طلعت
مترادفها
خوشچهره، زیباروی، خوشقیافه
متضادها
زشترخ، ناخوشایند، قبیح
فرهنگ معین
( ~. طَ عَ ) [ ع. ] (ص مر. )زیبارو، به غایت زیبا.
ویکی واژه
زیبارو، به غایت زیبا.
جمله سازی با مقبول طلعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در هر رنگی دیده میشود اما لکههای سفید در این نژاد مقبول نیست.
💡 هيچ عبادتى نيست كه مقبول درگاه خدا و موجب رضاى او باشد مگر اينكه راه ورود آنفروتنى است ).
💡 ثواب سجدهٔ مقبول می برد با خویش بمالد آنکه ز شرم گنه، به خاک، جبین
💡 ننالم گر به خفت راندی از بزمم از این نالم که مقبول تو اغیار و من بدبخت مردودم
💡 پس از مرگ مقبول فدا حسین بسیاری از چهرههای شاخص هنری و سیاسی از جمله رئیسجمهور و نخستوزیر هند مرگ او را «ضایعهٔ اسفناک ملی» خواندند.
💡 در هر آن کاری که رویت با خداست حق همی فرماید آن مقبول ماست