معصفر پوش

لغت نامه دهخدا

معصفرپوش. [ م ُ ع َ ف َ ] ( نف مرکب ) زرد. زردرنگ:
گه معصفرپوش گردد گه طبرخون تن شود
گاه دیباباف گردد گه طرایف گر شود.فرخی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - زرد پوش. ۲ - سرخ پوش: گه معصفر پوش گردد گه طبر خون تن شود گاه دیباباف گردد گه طرایف گر شود. ( فرخی )

جمله سازی با معصفر پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چونان‌که سیم اشک من از رنگ لعل تو مرجان شود عقیق شود معصفر شود

💡 وان رشک حور عین از شیشه ی بلور در جام زر فکند آن لعل معصفر

💡 کشتزار دل تو کوش که تا سبز شود پیش از آن کاین رخ گلنار معصفر گردد

💡 آن زمان، لا اله الا الله ! که شد از تیغ تو معصفر خاک

💡 ز نسرین همی کند برگ بنفشه ز نرگس همی ریخت آب معصفر

💡 دیدن یاران خوشست لیک به‌ شادی نه بغمان کرده هر دو گونه معصفر

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز