معادا شدن

لغت نامه دهخدا

معادا شدن. [ م ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دشمن شدن:
خورشید چون به معدن عدل آمد
با فضل ز مهریر معادا شد.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

دشمن شدن

جمله سازی با معادا شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با آهو و نخچیرِ کوه، مردم از بی‌هنریشان کند معادا

💡 تیغ جفا کشیده بوق ستم دمیده بی‌آب کرده دیده تازه شده معادا

💡 قال الصادق عليه السلام: اذا اويت الى فراشك فانظر ما سلكت فى بطنك و ما كسبتفى يومك و اذكر انك ميت و انّ لك معادا. بحار / 76 / 190

💡 پس‌ از شه میر خوزستان گمان برد که کارون خفت ‌و برگشت از معادا

💡 9. هنگام خواب: قالرسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اذا اويت الى فراشك فانظر ما كسبت فى يومك و اذكرانك ميت و انّ لك معادا(192) هر گاه به طرف رختخواب رفتى، فكر كن در روز چهكارى انجام دادى و مرگ و قيامت را يادآور.

💡 آنگه گنه ز روزگار بینی وز جهل معادای روزگاری

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز