لغت نامه دهخدا
مریخ سلب. [ م ِرْری س َ ل َ ] ( ص مرکب ) کنایه از لباس سرخ. || کنایه از سرخ پوش. ( برهان ) ( آنندراج ):
مه مرکب و مشتری شمایل
مریخ سلب، زحل حمایل.خاقانی ( تحفة العراقین ص 37 ).
مریخ سلب. [ م ِرْری س َ ل َ ] ( ص مرکب ) کنایه از لباس سرخ. || کنایه از سرخ پوش. ( برهان ) ( آنندراج ):
مه مرکب و مشتری شمایل
مریخ سلب، زحل حمایل.خاقانی ( تحفة العراقین ص 37 ).
۱ - لباس سرخ. ۲ - سرخ پوش: مه مرکب و مشتری شمایل مریخ سلب زحل حمایل. ( تحفه العراقین )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قطر مریخ نزدیک به یکدوم قطر زمین و برابر ۶٬۷۹۰ کیلومتر است. (قطر زمین: ۱۲٬۷۵۶ کیلومتر).
💡 از بوستان خشم تو یک حنظل است چرخ مریخ کیست با تو شود چهره در عتاب؟
💡 گفت مریخ از کمال آسمان تیر بلا هرچه آید دشمنانش را نشان آوردهام
💡 زادهٔ خورشید و همپیمان خاک گاه چون مریخ و گاهی چون قمر
💡 مشتری سعدست چون کین توزد از اعدای خویش آفتاب او را لقب مریخ کیوان کین نهاد
💡 ۶. به دست آوردن مقیاس زمانی (۴ میلیارد سال) از سیر تکامل جو مریخ