لغت نامه دهخدا
مردم ستانی. [ م َ دُ س ِ ] ( حامص مرکب ) در ابیات ذیل به معنی مردم داری و مردم پروری آمده است:
عدوی تو خواهد که همچون تو باشد
به آزاده طبعی و مردم ستانی.فرخی.چه باشدگر کنی مردم ستانی
مرا از چنگ بدبختی رهانی.فخرالدین اسعد.
مردم ستانی. [ م َ دُ س ِ ] ( حامص مرکب ) در ابیات ذیل به معنی مردم داری و مردم پروری آمده است:
عدوی تو خواهد که همچون تو باشد
به آزاده طبعی و مردم ستانی.فرخی.چه باشدگر کنی مردم ستانی
مرا از چنگ بدبختی رهانی.فخرالدین اسعد.
مردم داری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسیحا مردگان را زنده می کرد تو هم جان می دهی هم جان ستانی
💡 جان بخشی و جان ستانی، اما نه غلط آن گاه سخا کنی بر این، گاه سخط
💡 نفس بلند صوتم جرس بلند صیتم قلمِ جهان نوردم علم جهان ستانی
💡 تو صاحبِ حُسامی و او صاحبِ قلم تو مملکت ستانی و او مملکت نگار
💡 گفت یکی بس بود و گر دو ستانی فتنه شود آزموده ایم بسی را
💡 همی زر ببخشی و مدحت ستانی همی گنج کاهی و دانش فزائی