لغت نامه دهخدا
مردنشین. [ م َ ن ِ ] ( اِ مرکب ) دو برآمدگی دو سوی نشیمنگاه مستراح. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
مردنشین. [ م َ ن ِ ] ( اِ مرکب ) دو برآمدگی دو سوی نشیمنگاه مستراح. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
دو بر آمدگی دو سوی نشیمنگاه مستراح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مباش بیهده گو بلبل خوش الحان شو گهی خموش نشین گاه در تکلم باش
💡 مشین با خود نشین با هر که خواهی ز نفس خود ببر اغیار اینست
💡 خامش نشین که ناله جانسوز از سپند درمحفل رضا نشنیده است هیچ کس
💡 با جان نازنین به کمین گاهت آمدم با تیر دل نشین به شکارم نیامدی
💡 برخیز زاهدا ز سر زهد و نام و ننگ رندانه رو بمیکده با عاشقان نشین
💡 خلوت نشین دیدهٔ من تا شدی بناز از پردهٔ خیال برویت نقاب هاست