لغت نامه دهخدا
مداهنه کار. [ م ُ هََ / هَِ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) خوشامدگو. چاپلوس. ریاکار. || سهل انگار. ولنگار.
مداهنه کار. [ م ُ هََ / هَِ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) خوشامدگو. چاپلوس. ریاکار. || سهل انگار. ولنگار.
چاپلوس خوشامد گو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يا جنگ يا انكار آنچه خداوند بر محمد صلى الله عليه و آلهنازل فرموده است. همانا خداوند از دوستانش خشنود نمى شود در صورتى كه در روىزمين معصيت انجام گيرد و آنها سكوت و مداهنه كنند. به معروف و اندارند و از منكر بازندارند. از اين رو من جنگ را براى خود از چاره جويى درباره زنجيرهاى دوزخ آسان تريافتم.(150)
💡 پـس ايـن نـه صـفـت رذيـله، اوصـافـى است كه خداى تعالى بعضى از دشمنان دين را كهپـيـامبر (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) را به اطاعت خود و مداهنه دعوت مى كردند توصيفكرده، و در حقيقت جامع همه رذائل است.