لغت نامه دهخدا
مخدوم کندی. [ م َ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چهارمحال اویماق است که در بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع است و 104 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
مخدوم کندی. [ م َ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چهارمحال اویماق است که در بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع است و 104 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
دهی از شهرستان مراغه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخدمت پیش سلطان رفت و مخدوم خراسان شد چو خدمتگر سلطان سزد مخدوم صد کشور
💡 عمرو گفت: واى بر تو، او اين مطالب را از كجا مى داند؟ آيا ساحر است يا كاهن (329)يا مخدوم (330) كه به مسائل تو خبر مى دهد، اين دانش گسترده اى است.
💡 مير مخدوم شريفى هم كم كم پرده را كنار زد و علنا در رواج مذهب سابق مردم ايران يعنى(تسنن ) مى كوشيد و مردم را دعوت به آن مذهب مى كرد.
💡 تا که از مخدوم خادم را بود بیم و امید تا که از معشوق عاشق را بود هجر و وصال
💡 روزى مير مخدوم به شاه گفت: تبرائيان در مجلس وعظ من از خلفا تبرى مى كنند و به منسخنان كنايه آميز مى گويند.