مجیز گفتن
مترادفها
اجازه دادن
لغت نامه دهخدا
مجیز گفتن. [ م َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تملق گفتن.رضای خاطر کسی را با گفتن حرفهای مطابق میل وی بدست آوردن. چاپلوسی کردن کسی را به دروغ و برای پیش بردن مقصد خویش مورد تحسین و تکریم قرار دادن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). و رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
تملق گفتن
جمله سازی با مجیز گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از ایران متنفرم. از دولت ایران متنفرم. دولت خبیث و بیرحمیاست. ببینید بر سر رئیس جمهورشان در نیویورک چه آمد. در دانشگاه کلمبیا او را خبیث و بی رحم خطاب کردند. چه عالی! بیشتر از اینها حقش بود. اما هیچکس به او انتقاد نمیکند، به خاطر نفت است. به همین دلیل دولت معرکه بریتانیا مجیز ایران را میگوید: بهخاطر نفت.