مجتمع گشتن

لغت نامه دهخدا

مجتمع گشتن. [ م ُ ت َ م ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) گرد آمدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مجتمع شدن:
مجتمع گشتند و بفشردند پای
هر کسی کردند عرض فکر و رای.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 155 ).مجتمع گشتند مر توزیع را
بهر دفع زحمت و تصدیع را.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 336 ).

فرهنگ فارسی

گرد آمدن

جمله سازی با مجتمع گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اجراها در ابتدا در تئاتر مونتگومری در مجتمع تالار مدنی سن خوزه اجرا می‌شد تا اینکه در سال ۲۰۰۴ تولیدات به تئاتر تاریخی کالیفرنیا که به تازگی بازسازی شده بود منتقل شد.

💡 گر ندیدستی به یک‌جا مجتمع این نه صفت هان ببین در پادشاه عدل‌پرور آشکار

💡 همی تا اندرین گیتی به خلقت مجتمع باشد ز ریگ و سنگ و دشت و کوه و زاب و خاک و بحر و بر

💡 دانشگاه ایوانکی دارای دو مجتمع می‌باشد؛ مجتمع مرکزی آن در زمینی به مساحت ۱۰.۰۰۰ مترمربع قرار گرفته و پردیس دانشگاه با فاصله ای سیصدمتری از مجتمع مرکزی در زمینی به مساحت ۴۰.۰۰۰ مترمربع قرار دارد.

💡 · نمایشگاه چهلستون اصفهان – دانشگاه مجتمع هنر ۱۳۶۹- شرکت و دریافت لوح تقدیر

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز