مثرد طاس

لغت نامه دهخدا

مثردطاس. [ م َ رَ ] ( اِ مرکب ) مراد طاس کلان است که در آن عربان ثرید می خورند و ثرید پاره های نان در شوربا تر کرده شده را گویند. ( غیاث ) ( آنندراج ):
درریخت به حلق من علی روس
صد مثردطاس مثردیطوس.خاقانی ( تحفةالعرافین چ قریب ص 56 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مثرد یطوس. توضیح مثرد طاس مذکور در بیت تحفه العراقین را ( که در ماد. قبل آمده ) میتوان بهمین معنی گرفت یعنی پادزهر ( تریاق ) مخترع مثرد یطوس.

جمله سازی با مثرد طاس

💡 بدینگونه نخجیر بد تا سپهر نگون کرد طاس زراندود مهر

💡 چون برای خود کنی آن طاس پر خون نباشد آب باشد پاک و حر

💡 زان می‌که‌گرذباب خورد قطره‌یی از آن در طاس چرخ ولوله اندازد از طنین

💡 اسیر ششدر و تدبیر آزادی جنونست این چو طاس نرد هر نقشی‌که آوردم نیاوردم

💡 لیک صبرم هست تا طاس فلک جمله در رویت بگوید یک به یک

💡 چو در روز دوم این طاس زرّین بریخت از طشت زر سیماب پروین

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز