ماژ و موژ
لغت نامه دهخدا
ماژ و موژ. [ ژُ] ( اِ صوت ) این لغت از توابع است به معنی فریادی باشد که موش در وقتی که گربه را بیند یا ماری قصد گرفتن او کرده باشد کند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از فرهنگ فارسی معین ) ( از ناظم الاطباء ). تضرع. زاری. لابه. ابتهال. ضراعت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
کی مارترسگین شود و گربه مهربان
گر موش ماژ و موژ کند گاه در همی.رودکی ( یادداشت ایضاً ).
جمله سازی با ماژ و موژ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رود کاج یک روستا در ایران است که در دهستان جلگه ماژان شهرستان خوسف واقع شدهاست.
💡 دهمیر روستایی در دهستان جلگه ماژان بخش جلگه ماژان شهرستان خوسف استان خراسان جنوبی ایران است.
💡 رضویه یک روستا در ایران است که در دهستان جلگه ماژان شهرستان خوسف واقع شدهاست. رضویه ۵۲ نفر جمعیت دارد.
💡 این روستا در دهستان ماژین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۵ نفر (۱۵خانوار) بودهاست.
💡 توج یک روستا در ایران است که در دهستان جلگه ماژان شهرستان خوسف واقع شدهاست. توج ۱۶ نفر جمعیت دارد.
💡 این روستا در دهستان ماژین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۷ نفر (۹خانوار) بودهاست.