ماوا کردن
مترادفها
پناه گرفتن، سکونت گزیدن، ساکن شدن، جای گرفتن
لغت نامه دهخدا
ماوا کردن. [ م َءْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اقامت کردن و منزل کردن و جای گرفتن و سکونت کردن. مأوا گرفتن. ( ناظم الاطباء ). مأوا یافتن.
فرهنگ فارسی
اقامت کردن و منزل کردن
جمله سازی با ماوا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر طرف تیر تو بر سینه گشادست دری تا بدانند که ماوای دل در بدر است
💡 گذشت از شما کیست از دام و دد که دارد دراین دشت ماوای خود؟
💡 خیز و استقبال کن بس جان و دل درپای ریز آنکه را جان و دل و تن منزل و ماوای اوست
💡 مالینووکا ماوا (به لاتین: Malinówka Mała) یک روستا در لهستان است که در گمینا اوک واقع شدهاست.
💡 زآنکه چون سلطان عشق اندر دل ماوا گرفت محو گرداند ز مردم عادت و اخلاق را
💡 درون دیده نشستی و دل شدت ماوا نظر چرا نکنی دلبرا ز مهر به ما
💡 در داستانهای قدیمی، قهرمان داستان پس از گذراندن سختیهای بسیار، سرانجام موفق شد به قلعه امن پناه ببرد و در آنجا ماوا کردن را آغاز کند.
💡 مردم در زمان وقوع بلایای طبیعی و طوفانهای شدید، سعی میکنند به ساختمانهای مقاومتر پناه آورده و برای حفظ جان خود در آنجا ماوا کردن را انتخاب کنند.
💡 شاعر در اشعار خود از استعارههای زیبایی برای توصیف خداوند به عنوان پناهگاهی که همه موجودات میتوانند در برابر سختیها در او ماوا کردن را بیابند، استفاده کرده است.