لغت نامه دهخدا
ماهیخواری. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی ماهیخوار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به معنی اول ماهیخوار شود.
ماهیخواری. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی ماهیخوار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به معنی اول ماهیخوار شود.
ماهی خواری یا پسکتاریانیسم ( انگلیسی: Pescetarianism ) نوعی رژیم غذایی است که در آن ماهی و انواع دیگر خوراک دریایی استفاده می شود اما گوشت حیوانات دیگر استفاده نمی شود.
برخی از افرادی که به ماهی خواری روی می آورند ممکن است که گوشت را فقط شامل گوشت پستانداران بشمارند و از آنجا که با این تعبیر گوشت خوار نیستند خود را گیاه خوار معرفی کنند. برخی از ماهی خواران یک رژیم گیاه خواری حاوی شیر و تخم مرغ را رعایت می کنند تنها با این تفاوت که ماهی ها و انواع حلزون صدف دار را نیز جزو رژیم غذایی خود می کنند. اما برخی از آنها هم شیر و تخم مرغ مصرف نکرده و رژیم آنها همانند وگان هاست با این تفاوت که غذا های دریایی برای آنها ممنوع نیست. "Pescetarian" یک نئولوژیسم است که از کلمه ایتالیایی " pesce " ( "ماهی" ) و کلمه انگلیسی "گیاهخوار" شکل گرفته است. این اصطلاح در اوایل دهه 1990 در ایالات متحده ابداع شد. "Pesco - vegetarian" اصطلاحی مترادف است که به ندرت در خارج از تحقیقات دانشگاهی استفاده می شود، اما گاهی اوقات حداقل از سال 1980 در سایر نشریات و ادبیات آمریکایی ظاهر شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مذهب خود با توگفتم ای عزیز گر بود خواری چه خواهد بود نیز
💡 خواری و جور و جفا بر من مسکین تا چند مکن ای جان عزیزم مکن این عین خطاست
💡 جز تو کسی کس بود آن خواری است چون تو کسی اینهمه کس داری است
💡 گر توتیا کنند گهر را چو بشکنند با خواری شکست برابر نمیشود
💡 بسا روزا که من دیدم تن خویش ز بس خواری به کام دشمن خویش
💡 تا در طلبِ جانان دل بر نکنی از جان مشغول ندارندت الّا به جگر خواری