مار زدن

لغت نامه دهخدا

مار زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) زدن مار کسی را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). گزیدن مار کسی را. نیش زدن مار.

فرهنگ فارسی

زدن مار کسی را

جمله سازی با مار زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کسی کو شود همدم تیره مار نبیند جز آسیب از آن نابکار

💡 زین بیش اگر بر سر کویت گذرم فرمای که چون مار بکوبند سرم

💡 مار که او بر سر آزار رفت زندگیش بر سر این کار رفت

💡 بگلستانی ماند نگاهبانش دو مار رخان او که چنو در جهان گلستان نیست

💡 طعام نارم و از خار مرمراست طعام چو خار زیر کنندم چو مار در غارم

💡 تنگدستی نفس را در حلقه فرمان کشد کجروی را راه تنگ از مار می آرد برون

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز