لقمه الای

لغت نامه دهخدا

( لقمه آلای ) لقمه آلای. [ ل ُ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) آلوده کننده لقمه. رجوع به آلای شود:
لبش گاهی بخواهش لقمه آلای
ولی در زیر لب لخت جگرخای.طالب آملی.

فرهنگ فارسی

( لقمه آلا ی ) ( صفت ) آلوده کنند. لقمه: لبش گاهی بخواهش لقمه آلای دلی در زیر لب لخت جگر خای. ( طالب آملی لغ. )

جمله سازی با لقمه الای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در چنين موقعيت سزاوار است اين لقمه نان را صدقه بدهم و بهدنبال آن، لقمه را از دهانش بيرون آورد و آن را به گدا داد.

💡 هر كه لقمه اى از حرام بخورد، تا چهل شب نمازشمقبول نگردد و تا چهل روز دعايش مستجاب نشود و هر گوشتى كه از حرام برويد، آتشبه آن سزاوارتر باشد.

💡 نازم به جهان همت درویشان را کایشان به یکی لقمه دوصد عیش کنند

💡 عشق بیش از دهن خویش کند لقمه طلب مور را حسن گلوسوز شکر می باید

💡 - از همنشينى با ((گناهكار و لاابالى )) بپرهيز؛ زيرا او تو را به بهاى يك لقمه ياكمتر از آن (مثلا به يك وعده لقمه ) مى فروشد.

💡 چون ببینند که تن لقمه گورست یقین جان و دل زفت کنند و تن لاغر گیرند

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز