لغت نامه دهخدا
لخلخه سلیمانی. [ ل َ ل َ خ َ / خ ِ ی ِ س ُ ل َ/ ل ِ نی ی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ثفل روغن و زعفران است و آن را قرقومعما خوانند. ( اختیارات بدیعی ).
لخلخه سلیمانی. [ ل َ ل َ خ َ / خ ِ ی ِ س ُ ل َ/ ل ِ نی ی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ثفل روغن و زعفران است و آن را قرقومعما خوانند. ( اختیارات بدیعی ).
ثفل روغن و زعفران است آن را قرقومعما خوانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه یکدست برد ملک سلیمانی چند با فقیران دو جهان باختنش را نگرید
💡 او فتاد آخر به دست اهرمن انگشترت ای سلیمانی که عالم زیر فرمان داشتی
💡 در دل سنگین، علایق می دواند ریشه سخت از سلیمانی کجا زنار آسان وا شود؟
💡 بود در دستم سلیمانی نگینی، گم شدهست بی جهت قدم نشد چون حلقهٔ انگشتری