لغت نامه دهخدا
لجه گوراب. [ ل َ ج ِ ] ( اِخ ) نام دهی جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت، واقع در شش هزارگزی خاوری رشت کنار راه شوسه رشت به لاهیجان. دارای 849 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
لجه گوراب. [ ل َ ج ِ ] ( اِخ ) نام دهی جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت، واقع در شش هزارگزی خاوری رشت کنار راه شوسه رشت به لاهیجان. دارای 849 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
نام دهی جزئ دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گوراب زرمیخ، کسما و فومن کلینیکهای درمانی ایجاد کرده و برای تبلیغ عقاید جنگلیان و استخدام داوطلبان فرستادگانی به شهرهای مجاور گسیل داشتند..
💡 سیاه کوه، روستایی از توابع بخش میرزا کوچک جنگلی شهرستان صومعهسرا در۱۰کیلومتری ماسال و۵کیلومتری گوراب زرمیخ استان گیلان ایران است.
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان گوراب برابر با ۶۲۶ نفر بودهاست.
💡 گوراب (ملایر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ملایر در استان همدان ایران است.
💡 این روستا در دهستان گوراب پس قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۲۱ نفر (۱۶۸خانوار) بودهاست.
💡 کتابخانه عمومی گوراب زرمیخ، کتابخانه عمومی طاهرگوراب، کتابخانه عمومی شهید مجیدی لیف شاگردو…