لبۀ پیشرو

فرهنگستان زبان و ادب

{preceding limb} [نجوم] بخشی از لبۀ قرص جِرم سماوی در سمت حرکت آن در آسمان

جمله سازی با لبۀ پیشرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قضا ز رویش همواره پیشرو گیرد قدر ز رایش پیوسته راهبر دارد

💡 فلک را شده حکم تو پیشرو جهان را شده عدل تو پاسبان

💡 در همه وقت ظفر پیشرو فتح تو باد سوی عزت ز ز ظفر باد شما راگذری‌

💡 خداوند تشریف را پیشرو شد بسر هشت و شایسته دید احترامش

💡 دو زیبا جوانشان شده پیشرو به برج شرف هر یکی ماه نو

💡 سپاه عزم تو را پیشرو بود نصرت خلاف رأی تو را راهبر بود حرمان