لغت نامه دهخدا
قوروقچی رودی. [ ق ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز،سکنه آن 428 تن. آب آن از چشمه و رودخانه. محصول آن غلات، حبوب، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
قوروقچی رودی. [ ق ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز،سکنه آن 428 تن. آب آن از چشمه و رودخانه. محصول آن غلات، حبوب، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دهی از دهستان آتش بیک بخش سراسکندر شهرستان تبریز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رود نانای رودی است به آمازون میریزد. این رود از کشور پرو میگذرد.
💡 رود بوفالو رودی است که به رود توگلا میریزد. این رود از کشور آفریقای جنوبی میگذرد.
💡 از دود گر گذشتی جان عین نور گشتی جان شمع و تن چو طشتی جان آب و تن چو رودی
💡 ما و می و رودی و سرودی ز گه شام تا نعره زند مؤذن شبخیز که یا حی
💡 ز نور رای تو روشن شده است رای سپهر وگرنه کی رودی آفتاب جز به عصا
💡 رود دن، ابردینشیر رودی است که به دریای شمال میریزد. این رود از کشور بریتانیا میگذرد.