لغت نامه دهخدا
قلبه رانی. [ق ُ ب َ / ب ِ ] ( حامص مرکب ) گاورانی. ( از آنندراج ).
قلبه رانی. [ق ُ ب َ / ب ِ ] ( حامص مرکب ) گاورانی. ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال على عليه السلام: ينبغى ان يكون الرجل مهيمنا على نفسه مراقبا قلبه حافظالسانه. غرر الحكم / 10947
💡 7 انحراف درونى، سبب انحراف بيرونى مى شود. قلب گناهكار، عامل كتمان گواهى مى شود. (ولم يكتمها فانّه آثم قلبه )
💡 نظير آيه مورد بحث در شهادت به اين حقيقت آيه (فانه آثم قلبه ) و آيه شريفه:(و جاء بقلب منيب ).
💡 افرايت من اتخذ الهه هواه و اضله الله على علم و ختم على سمعه و قلبه وجعل على بصره غشاوه
💡 6 عدم خستگى از طاعت الهى؛ قال على عليه السلام: من تواضع قلبه لله لم يساءمبدنه من طاعة الله. بحار / 78 / 9