قزل گنبد

لغت نامه دهخدا

قزل گنبد. [ ق ِ زِ گُم ْ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد واقع در 47 هزارگزی جنوب خاوری مهاباد و 22 هزارگزی باختر شوسه بوکان به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن معتدل مالاریایی است. سکنه 156 تن. آب آن از رودخانه مهاباد و محصول آن غلات، چغندر، توتون، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد واقع در ۴۷ هزار گزی جنوب خاوری مهاباد و ۲۲ هزار گزی باختر شوسه بوکان بمیاندو آب و موقع جغرافیایی آن معتدل مالاریایی است.

جمله سازی با قزل گنبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمد از بام و به گنبد پا نهاد اندر آنجا رو به کعبه ایستاد

💡 اول منم که در غم هجر تو هر شبی دود دلم به گنبد افلاک پر شود

💡 رای تو در نظام ممالک براستی تیری که جیب گنبد گردونش ترکشست

💡 از پس تکبیر میر ارجمند خویش را بیرون از آن گنبد فکند

💡 جهان پهلوان با سه دخت گزین برون شد ز گنبد برو پر ز چین

💡 گفتم همیشه تا که بود گنبد اثیر گفتا مدام تا که بود چرخ را اثر

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز