قرصعنه ٔ مسدس

لغت نامه دهخدا

قرصعنه مسدس. [ ق َ ص َ ن َ / ن ِ ی ِ م ُ س َدْ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زولنگ. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به قرصعنه شود.

فرهنگ فارسی

زولنگ

جمله سازی با قرصعنه ٔ مسدس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بحر:خفیف مسدس مخبون اصلم مسبغ – ثانی:خفیف مسدس مخبون محذوف

💡 در مسدس کلبه این شش جهت جای تو نیست می کند ذات تو در دریای دیگر گوهری

💡 آمد ار کان ثنای تو مثمن چو بهشت گرچه شعر تو مسدس چو نجوم پرن است

💡 در اقلیمش جهان‌ کاخی مسدس به چوگانش فلک‌گویی مدور

💡 این بحر در عروض سنتی، «هزج مُسَدسِ محذوف» یا «هزج مسدس مَقصور» شناخته می‌شود.

💡 ای درجوار قدرت این چنبر مدور وی در حریم جاهت این عالم مسدس

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز