قرار بستن

لغت نامه دهخدا

قرار بستن. [ ق َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) عهد بستن. پیمان بستن:
خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت
بفرما لعل نوشین را که زودش با قرار آرد.حافظ.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عهد بستن پیمان بستن.

جمله سازی با قرار بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوردم از بهر او قسم بسیار تاکه قانع شد وگرفت قرار

💡 ملک را چون قرار خواهی داد تیغ را بی قرار باید کرد

💡 چون شمع، ز بس سوز، خور و خوابم شد و آرام و قرار دلِ پرتابم شد

💡 عشق را خود قرار پیدا نیست دو نفس حضرتش به یک جا نیست

💡 گر شودت ملک هر دو کون میسر بگذری از هر دو و قرار نیابی

💡 عالم جانها بر او هست مقرر چنانک دولت خوارزمشاه داد جهان را قرار

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز