قبله ٔ جمشید
لغت نامه دهخدا
قبله جمشید. [ ق ِ ل َ / ل ِ ی ِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آتش است. ( آنندراج ) ( برهان ). || شراب لعلی را نیز گویند. ( برهان ). و رجوع به قبله دهقان و قبله زردشتیان شود. ( آنندراج ). || جام جهان نمای را هم گفته اند. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به مزدیسنا ص 183 شود. ( حاشیه برهان دکتر معین ).
فرهنگ فارسی
کنایه از آتش است. شراب لعلی را نیز گویند.
جمله سازی با قبله ٔ جمشید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمشید دلیرانی و خورشید امیران اُمّید ضعیفانی و فریاد مساکین
💡 زکفدادید ملکی را که خورشید به ایران دیده بود از عهد جمشید
💡 صنم را بود بیم جان جمشید همی لرزید بر جمشید چون بید
💡 ملک جمشید را چون دید بیتاب ز مهرویان اجازت خواست مهراب
💡 چه خوش گفت جمشید با رای زن که یا پرده یا گور به جای زن
💡 میر بر صدر تو جمشید ست بر عرش سبا شاه بر تخت تو خورشید ست بر اوج فلک