لغت نامه دهخدا
قباله نویس. [ ق َ ل َ / ل ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) قباله نویسنده. صکاک. چک نویس. کسی که ترزده وقباله و عقدنامه نویسد. ( ناظم الاطباء ):
همه صرف خواران صرف منند
قباله نویسان حرف منند.نظامی.
قباله نویس. [ ق َ ل َ / ل ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) قباله نویسنده. صکاک. چک نویس. کسی که ترزده وقباله و عقدنامه نویسد. ( ناظم الاطباء ):
همه صرف خواران صرف منند
قباله نویسان حرف منند.نظامی.
( صفت ) آنکه قباله نویسد چک نویس صکاک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خون عندلیبان خوبان چو غنچهٔ گل نو کردهاند هر یک رنگین قبالهها را
💡 درین سپید رقم قسمت و حواله نماند اثر ز مهر و خط این کهن قباله نماند
💡 امام فرمود: آرى، قباله اش را هم برايت نوشته ام، آنگاه قباله را به او داد و ديد درقباله چنين نوشته است:
💡 عروس بخت مرا بخشش تو کابین است قبول توست گر او را قباله و کابین
💡 اى شريح ! آگاه باش ! اگر وقت خريد خانه نزد من آمده بودى براى تو قباله اى مىنوشتم كه به خريد اين خانه حتى به يك درهم هم رغبت نمى كردى؛ من اين چنين قباله مىنوشتم:
💡 اى شريح ! شنيده ام خانه اى به هشتاد دينار خريده اى و بر آن قباله نوشته و چند نفرگواه گرفته اى !؟