لغت نامه دهخدا
قالیچه فاطمه. [ چ َ / چ ِ ی ِ طِ م َ /م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از قوس و قزح.
قالیچه فاطمه. [ چ َ / چ ِ ی ِ طِ م َ /م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از قوس و قزح.
کنایه از قوس و قزح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قالیبافی در دوره خلفای عباسی که به تجملات علاقه داشتند جانی دوبارهای یافت تا آنجا که در تاریخ مسعودی آمدهاست. «المستنصر خلیفه عباسی قالی مصور به صور انسانی با کتیبههای پارسی داشتهاست و در کتاب حدود العالم از بافتههای سیستان و بخارا و قالیچههای فارسی یاد شدهاست.»
💡 ریشهشناسی: ناحیهای در آسیای غربی، از فارسی «بلوچستان». قالیچهای با رنگهای تیره که توسط چادرنشینان بلوچی و سیستانی بافته میشود.
💡 قالیچه پرندهعلاءالدین از نمونههای برجستهٔ فرش عربی است که اغلب در فرهنگ عرب حضور دارد.
💡 پارچههای ارزشمندی مربوط به دورههای تاریخی عباسی و آل بویه مربوط به قرون دوم و سوم هجری، سفالهای اسلامی، آثار لاکی، قالیچههای محرابی، شیشهها و فلزات اسلامی و کاشیهای مربوط به دوران ایلخانی، جنگافزارهای مربوط به برخی از کشورهای اسلامی انتخاب و به نمایش گذاشته خواهد شد.
💡 آب روستا از قنات و محصول آن غلات، ارزن، بن شن، پنبه، کنجد، کرچک میباشد. شغل اهالی کشاورزی و گلهداری و صنایع دستی آنان قالیچهبافی است.
💡 به لطف اهالی روستا از سال ۹۶ تا به الان قدمهای زیادی برای صنایع دستی این روستا برداشته شدهاست. در حال حاضر گروههایی از اهالی روستا به تولید صنایع دستی همچون قالی، قالیچه، نمد، عروسک، لوازم و تزئینات چوبی مشغول هستد.