لغت نامه دهخدا
قافیه اندیشیدن. [ ی َ / ی ِ اَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از به فکر فرورفتن است:
قافیه اندیشم و دلدار من
گویدم مندیش جز دیدار من.مولوی.
قافیه اندیشیدن. [ ی َ / ی ِ اَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از به فکر فرورفتن است:
قافیه اندیشم و دلدار من
گویدم مندیش جز دیدار من.مولوی.
کنایه از بفکر فرو رفتن است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انسان بهکالبد امروزی به اعضایی از سردهٔ انسان گفته میشود که از نظر کالبدشناسی، مثلاً سنگوارههای بهجامانده از جمجمه، تفاوتی با انسانهای امروزی نداشتند ولی در رفتار لزوماً نوین (امروزی) نبودند. رفتار نوین یا امروزی شامل اندیشیدن نمادین و رفتارهای مبین حس زیباشناسی میشود.
💡 وی در پیشگفتار، به مهمترین نکاتی که شاید برای برونرفت از تعطیل اندیشه در ایران لازم باشد اشاره میکند. «گذار از انحطاط تاریخی جز از مجرای اندیشیدن دربارهٔ آن امکانپذیر نخواهد شد... میتوان گفت که فقدان مفهوم انحطاط در یک فرهنگ، نشانهٔ عدم انحطاط نیست، بلکه عین آن است.»
💡 به هرحال یکی از سوژههای مورد علاقه رمبراند، فیلسوف یا دانشمندی است که در مکانی به حال اندیشیدن دیده میشود که او با این سوژه توانست آرامش تفکر و ارتباط با خداوند را در مکانی خلوت به تصویر درآورد.
💡 از سوی دیگر آشکار است که «ترتیب»، اگر دربارهٔ امور ممکن یا بالقوه باشد، انگیزه آن «اندیشه» است؛ زیرا این مختص به اندیشیدن است و تنها زاییده آن است؛ بنابراین تدبیر تنها برای انسان ممکن است و اگر این واژه در مورد موجود دیگری هم به کار رود، از لحاظ تشبیه آن به انسان است.