قابان کندی

لغت نامه دهخدا

قابان کندی. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه. در 65هزارگزی جنوب خاوری مراغه و 9هزارگزی شمال خاوری شوسه میاندوآب به شاهین دژ در دره واقع شده و هوای آن معتدل است. 205 تن سکنه دارد که مذهب آنان شیعه و زبانشان ترکی است. آب آن از رود آجرلو و چشمه تأمین میشود. محصولات آن غلات و حبوبات و بادام وشغل مردم آن زراعت و صنایع دستی مردم جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با قابان کندی

💡 بر سر او سیل غم براند زن و رفت تا کندی ناودان بسیل زن خویش

💡 نکردی شانه موی عنبرین بوی جز این پنجه که می کندی به آن موی

💡 یک به یک کندی نگار پشت گنگ تا نماید شوی او را آب و رنگ

💡 در این بازی ما شاهد حضور شخصیت‌هایی هستیم که در جهان واقعی هم وجود داشتند از جمله جان اف. کندی، فیدل کاسترو، و رابرت مک‌نامارا، و ریچارد نیکسون که این خود به جذابیت بازی می‌افزاید.

💡 حواس کندی یک روستا در ایران است که در دهستان اجارود شمالی شهرستان گرمی استان اردبیل واقع شده‌است.

💡 گوش سنگینی، بصر کندی، زبان لکنت گرفت این صدف های گهر شد از تهی مغزی حباب

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز