لغت نامه دهخدا
قائم الزوایا. [ ءِ مُزْ زَ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) شکلی که زاویه های آن همه قائمه و نود درجه باشند. مربع.
قائم الزوایا. [ ءِ مُزْ زَ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) شکلی که زاویه های آن همه قائمه و نود درجه باشند. مربع.
شکلی که همۀ زاویه های آن قائمه باشد.
( ایم ) شکلی که همه زاویه های آن قایمه باشد مربع.
شکلی که زاویه های آن همه قائمه و نود درجه باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دينى قائم به امر بندگان، ملت ابراهيم كه به حق گراينده بود و از مشركين نبود.(162)
💡 سیفکتی روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان قائمشهر در استان مازندران ایران.
💡 و اين آيه را با ظهور امام قائم (عج ) تطبيق نمودند و فرمودند:
💡 هستی بتو قائم است و موجود توئی در کعبه و در بتکده معبود توئی
💡 ملک التجار آن میر به مردی قائم که بود ذات ورا فضل و فتوت لازم
💡 بزودى پسرى را حمل مى كنى كه نامش ((محمد)) است قائم بعد از من اوست.)) (73)