لغت نامه دهخدا
فلفل ابیض. [ ف ِ ف ِ ل ِ اَب ْ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فلفل سفید. رجوع به فلفل سفید و نیز رجوع به فلفل شود.
فلفل ابیض. [ ف ِ ف ِ ل ِ اَب ْ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فلفل سفید. رجوع به فلفل سفید و نیز رجوع به فلفل شود.
فلفل سفید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این حشره در وهله نخست به سراغ ذرت میرود و هنگامی که ذرت به وفور موجود نباشد، به طرف محصولات کشاورزی دیگر مانند فلفل (سرده)، سیبزمینی، لوبیای لیما و سویا میرود.
💡 سالاد سزار نوعی سالاد متشکل از کاهوی رومی، تکههای خرد شده نان تست با پنیر پارمزان، آب لیموترش، روغن زیتون، تخم مرغ، سس ووسترشر، سیر و فلفل سیاه است.
💡 ساندویچ در درجه اول از گوشت قلقلی، سس گوجه فرنگی یا سس مارینارا و نان مانند نان ایتالیایی، باگت و نان رول تشکیل شدهاست. گاهی از پنیرهایی مانند پروولون و موزارلا به عنوان یک ماده استفاده میشود. مواد اضافی میتواند شامل سیر، فلفل سبز و کره باشد. گاهی به شکل ساندویچ زیردریایی تهیه میشود.
💡 خوراکه بومی، ترکیبی از پخته و نپخته، سرد و گرم میباشد. سسهای مختلف از گوجهٔ سبز، فلفل،... در طول غذا به آن اضافه میشود.
💡 علامه مجلسى قدس سره مى فرمايد: مراد از جوارش حريف، جوارش فلافلى است، كهمشتمل است بر فلفل و دارا فلفل.
💡 تا زمان قطع خونریزی، تصف پیمانه مصرف شود. البته اگر آن را با فلفل قرمز مخلوط کنید تأثیر بیشتری خواهد داشت.